تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
فتاد جبريل به درياى نيل * نداشت چونكه مرشدى بىقرين چو گشت مرتضايش آموزگار * بوحى و تنزيل حق آمد امين صفىعلى بلطف او متكى * ز خرمن تصوفش خوشه‌چين بر اين اميدم كه نمانم خجل * بجمع مقربين يوم دين عمل نبد بدادهايت سبب * مرا مگر كه گشت لطفت معين تو دانى آنچه داده‌اى بر صفى * نه مردم مكدر دير بين و ربنا الرحمن المستعان * ارحم و انت ارحم الراحمين ز خلق و حق درود بىحصر و حد * به احمد و بآل او اجمعين به يك هزار و سيصد و شانزده * نوشتم اين قصيدهء دلنشين

[ مطلق الذاتى كه او دارندهء اشياستى ]

مطلق الذاتى كه او دارندهء اشياستى * هستى اشيا از آن يكتاى بىهمتاستى
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 216 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق