تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
هميشه حرص و طمع بوده رهزن اشخاص * هماره بخل و حسد بوده آفت افراد فضول نفس كجا مىكند به ترك حديث * كه گشته است بلذات دنيوى معتاد بهانه بود كه عثمان شهيد گشته بظلم * كشندگان ورا مىكند على امداد گر او نبود محرك بقتل ذو النورين * چرا نمود ازو اهل فتنه استمداد چنين كنند هم ايراد بر صفى جهال * كه پيروان ورا از چه نيست رو بسداد گر او نبود بر افعال آن‌كسان راضى * مريد فعل خطا چون كند بضد مراد به ياد نارد كاندر زمان ختم رسل * ز صد هزار يكى بو ذر است يا مقداد ز ما بقى نتوان كرد نفى ملت و دين * نه لازمست كه باشند جمله از زهاد ز نسل حيدر و زهرا بهر زمان اندك * كنند حفظ مقامات و رتبهء اجداد خطاست نفى سيادت نمودن از ايشان * كه گفته است خود اولاد ماست چون اكباد در اين زمان پى نسخ كتاب و دين حنيف * ز هر گروه بود خود زياده از تعداد كسى به هيچ نگويد ز كافرى غيبت * كسى به هيچ نگيرد ز فاسقى ايراد
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 198 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق