يا دهان باز نمايد ز پى طعمه نهنگ * روزكى رفت پى ديدن شخصى ز رجال
من و ياران دو سه چون سايه ورا از دنبال * اندر ان بزم درآمد نفرى ز اهل ضلال
كرد انكار كلامى ز وى از سوء خصال * گفت آريد كتاب از پى اثبات مقال
بر سر صفحه چو بگشود كتاب اندر حال * بود مطلب نه ورق زد نه در آن كرد درنگ
بر عنادش همه بستند كمر ز اهل طريق * او نفرمود بر اينگونه خصومت تصديق
گفت من شاه دو كونم نشوم عبد فريق * در يم رحمت من خلق دو كونند غريق
گرد و ابى كند اظهار غرض بهر عليق * يا كه خامى فكند خشت به درياى عميق
يا سفيهى بشكست فلك اندازد سنگ
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٧١