تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

[ دلا ديدى كه در درماندگيها ]

دلا ديدى كه در درماندگىها * نبودت ملجائى جز آل طه ز پا صد بار افتادى و دستت * على بگرفت و اولادش بهر جا يكى بربند بار از ملك هستى * يكى بردار بند از نطق گويا به شهرى رو كز او روزيست اعيان * ز بحرى كو گز او موجى است اسما بپرس از غيبيان اسرار ايجاد * بجو از ماهيان احوال دريا كه با معلول ربطش چيست علت * كه بىما را چه نسبت بود با ما چه آبى بود آن آبى كه فرمود * جعلنا كل شىء حى من الماء اگر مقصود اين آب است و آتش * حيات ما نبود از آب تنها