تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
گه بمنبر دم از سلونى زد * گاه لب بست و خود به حيرت شد گاه در طور لن‌ترانى گفت * يعنى اندر حجاب عزت شد در جهان بىحجاب و پرده گهى * جلوه‌گر در هزار كسوت شد گاه بنمود رخ بموسى و گه * بر يهودان رهين خدمت شد گه سه نان داد و خويش حامد خويش * زان كنايت به هفده آيت شد گاه اندر نماز خاتم داد * ختم بر دست او مروت شد جود ذاتى او ز سر قدم * بر حدوث دو كون علت شد جلوه‌گر وحدتش در اين كثرت * بهر اظهار جود و قدرت شد وه چه قدرت كه چارعنصر جمع * از دم او به يك طبيعت شد وه چه قدرت كش از دو حرف جهان * وندر آن هرچه هست خلقت شد دوش كاندر حضور پير مغان * در خرابات عشق صحبت شد