تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
ديد دستى كه كنده از خيبر * با دو انگشت در به آسانى پيش از ايجاد عالم و آدم * بوده كاخ وجود را بانى با پيمبر على اعلى گفت * در ثناى على عمرانى كه حقيقت بملك هستى شاه * نيست غير از على ولى اللّه مرتضى را به حجت عرفان * معنى و صورتى است با يزدان معنيش در حجاب غيب الغيب * هست از سر لايقع پنهان نيست واقع به معنيش در ذات * اسم‌ورسم و شروط و وصف و بيان وهمها جمله اندر او مبهوت * عقلها جمله اندر ان حيران او چو دريا و عقلها چون خس * خس چه بايد ز قعر بحر نشان صد هزاران هزار كشتى عقل * شد در اين بحر غرقه از طوفان كه نيفتاد تختهء به كنار * تا چه جائى كه ره برد بكران