اما فتوت صوفى :
اول بهر تمنائى ديگران را بر خود ترجيح دهد . دويم منت ننهد . سيم عوض نخواهد .
روز خندق محمد مختار * كرد رو بر مهاجر و انصار
تا كه بر جنگ عمرو دارد دل * همه بودند از جواب خجل
كرد تكرار پس على برخاست * گفت احمد هميشه حق با ماست
ليك اول چرا نداد جواب * آنكه دارد به جنگ خصم شتاب
گفت تا اين فضيلت و دولت * باشد از بهر ديگرى قسمت
خواستم ديگرى كند اقدام * شايد او را ز حق بود اكرام
من نگيرم به ديگران پيشى * اينچنين است بذل درويشى
كز صفى پيشهء محبت را * ياد گير از على فتوت را
اما استغناى صوفى :
اول چيزى نگه ندارد . دويم از كسى نخواهد . سيم اگر بدهند نگيرد . از خلق بىطمع و طلب باشد نه بىتواضع و ادب . صوفى از خلق چيزى نخواهد و از خلق چيزى نكاهد .
شاه و گدا را به يكچشم بيند و بر درى به خواهش ننشيند .
اما طمأنينه صوفى :
اول بذكر موفور است . دويم بظهور مذكور .
سيم به بقاى منظور .
اما اعتصام صوفى :
اول بحبل معين است . دويم بصفات مبين سيم بذات مزين .
اما استقامت صوفى :
اول به خدمت است . دويم بصدق عزيمت سيم بتعظيم جهت . اعنى جهة الوجود بالشهود و ذلك اينما تولوا فثم وجه الله ( 122 ) .
اما شوق صوفى :
اول بصحبت مولاست . دويم به خدمت مولى . سيم به فناى در محبت مولى .
اما انس صوفى :
اول به ياد محبوبست . دويم به و داد محبوب . سيم