136 - 137 -
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
( سورهء نجم آيههاى 8 و 9 )
پس شد او نزديك بر فخر ز من * و ز سرش آويخت پس بر هر سخن
يا تدلى و دنا اندر مقام * هست بر يك معنى ار دانى كلام
بر پيمبر گشت يعنى او قريب * باز اقرب چون حبيبى با حبيب
بد مسافت بين ايشان دو كمان * يا از آن نزديكتر اندر عيان
138 - و كفّ أكفّ السّوء عنّى بيده و سلطانه ( از فقرات دعاى صباح كه حضرت رسول اكرم ( ص ) به حضرت امير المؤمنين ( ع ) تعليم فرموده است )
آن خدائى كز يداللهى خويش * با توان و قدرت شاهى خويش
هركجا مىخواست تا دستى بدى * كرد با اين بيدل از نابخردى
دست او را از سوى من بازداشت * جود خود با جان من انباز داشت
با گدائى شاه لطف و جود كرد * از كرم نابود ما را بود كرد
چون از اول هست ما از هست اوست * هركجا خيرى رسد از دست اوست
139 - أنا عند ظنّ عبدى بى ( حديث قدسى )
پى نبرده چون كسى بر ذات من * مظهر من هست پس آيات من
پس همان باشم به نزد بندگان * كه مرا آرند ايشان در گمان