خلاص شوى از حظوظ نفس .
و « 1 »
يستقيم الرجوع إليه حالا
إنّما يستقيم الرجوع إليه حالا بثلاثة أشياء : بالإياس من عملك ، و بمعاينة اضطرارك ، و شيم برق لطفه بك .
اياس از عمل مىباشد به مشاهدهء عمل از خداى تعالى و نفى كردن فعل و تأثير او از غير او ؛ از جهت قول خداى تعالى كه :
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
« 2 » و قول او كه :
هُوَ
« 3 »
الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
« 4 » .
و وقتى كه بوده باشد عمل از براى خداى تعالى و ببيند او را از او معاينة « 5 » مىبيند اضطرار و افتقار خودش را به سوى او و نااميد مىشود از عمل خودش .
پس ظاهر مىشود از براى او بوارق لطف خداى تعالى به سبب او . پس به درستى كه عبد هرگاه منسلخ شود از افعال خودش به سبب ديدن فعل از خداى تعالى و بگردد مضطرّ به سوى او ، دوست مىدارد « 6 » او را به لوامع لطف و بوارق تجلّيات ؛ و اين از سنّت الهى است در عباد خودش .
هامش
( 1 ) . اصل : - و .
( 2 ) . صافّات / 96 .
( 3 ) . اصل : و هو .
( 4 ) . يونس / 22 .
( 5 ) . اصل : + معاينه .
( 6 ) . در « ك » واژه « بوده » - مجهول باده به معنى « به طور ناگهانى آمد » - به كار رفته كه مصنّف به اشتباه آن را از مشتقات « ودّ » انگاشته و به دوست داشتن ترجمه كرده است .