است ، و تضرّع به سوى او ، و به ردّ مظالم و التزام قصاص يا ديت است يا استعفا « 1 » و استحلال است در ذنوبى كه در ميان تو و ناس است .
و « توجّع از براى عثرات » پشيمانى و بكا است از براى خطاياى خودت ، و تألّم باطن است از براى خطاياى برادر خودت ؛ از جهت اشفاق بر او و ترحّم از براى او ، اگرچه بوده باشد جنايت بر تو با قبول عذر او و عدم تأذّى به زلّت او ، و مقابلهء اسائت او به حسنه .
و « استدراك فائتات » به قضاى واجبات است ، از روزه و زكات و نماز . « 2 »
يستقيم الرجوع إليه وفاء
و إنّما يستقيم الرجوع إليه وفاء بثلاثة أشياء : بالخلاص « 3 » من لذّة الذنب ؛ و به ترك استهانة أهل الغفلة تخوّفا عليهم مع الرجاء لنفسك ؛ و بالاستقصاء في رؤية علل الخدمة .
به درستى كه ميسّر مىشود « خلاص از لذّت گناه » به متألّم شدن از تذكّر او - همچنانكه بودى كه متلذّذ مىشدى به آن گناه - و به تفكّر در او .
و « امّا ترك استهانت اهل غفلت » پس او آن است كه حقير نشمارى ايشان را از جهت خوف بر ايشان - و اميدوار باشى از براى نفس خود خلاصى را از عقاب و حصول ثواب - بلكه واجب است آنكه برعكس كنى و بترسى بر نفس خودت نقمت « 4 » را ، و اميدوار باشى از براى ايشان رحمت را ، و معذور بدارى ايشان را ، نه نفس خود را .
و امّا ثالث ، و او آن است كه استقصا كنى در تعرّف آفات خدمت خود از براى خدا و اخوان « 5 » و علل آن آفات « 6 » را ، و امراض نفس و عيوب او را در خدمت ، تا آنكه
هامش
( 1 ) . اصل : استغفار .
( 2 ) . ك : من الصيام و الصلوات و الزكوات .
( 3 ) . اصل : بالإخلاص .
( 4 ) . اصل : نعمت .
( 5 ) . اصل : - از براى خدا و اخوان .
( 6 ) . اصل : - آن آفات .