عظيم عظيم مىباشد ، واجب است تدارك او ، و خصوصا هرگاه بشناسد حقارت نفس را . چرا كه جرئت احقر اشيا بر اعظم عظما ، قبيحتر است . پس سعى مىنمايد و جهد مىكند نفس از براى تنزّه از او ، به توبه و استغفار و طلب خلاص شدن .
و هرگاه تصديق كند و عبد را جدّ و جهد مىكند در اين ، و زياد مىكند در طاعت و اصلاح چيزى كه فاسد و باطل گردانيده است او را به سبب مخالفت .
و
أمّا معرفة الزيادة و النقصان في « 1 » الأيّام ، فإنّها تستقيم بثلاثة أشياء :
بسماع العلم ، و إجابة دواعي الحرمة ، و صحبة السالكين .
پس به درستى كه ممكن و صحيح نيست « معرفت زيادت و نقصان » مگر به علم « 2 » .
از آن جهت كه معرفت موقوف است بر تمييز « 3 » منجيات و صالحاتى « 4 » كه موجب است از براى ترقّى و زيادتى قرب به خداى تعالى در مرتبهاى از مهلكات و سيّئات موجبهء از براى نقصان و مبعدهء « 5 » از حقّتعالى ؛ و اين نمىباشد مگر به « سماع علم » و موعظه و به معرفت حرمات كه او « 6 » تكليفات و احكام شرعيه است كه حلال نيست هتك او تا آنكه تعظيم كند او را . پس به درستى كه « اجابت دواعى » او ، تعظيم اوست به امتثال اوامر و نواهى الهى .
و اين تمام نمىشود مگر به « صحبت علما » ى زاهدين صالحين از سالكين تا آنكه مؤدّب شود نفس به آداب ايشان ، و متخلّق شود به اخلاق ايشان ، و قوىّ مىشود از ايشان « 7 » ، و نيكو مىشود احوال نفس به بركت انفاس ايشان . پس به درستى كه نفس متأثّر « 8 » نمىشود به چيزى كه مثل صحبت باشد ، و ترك نمىكند عادات و مقتضيات جبلّتش و طبيعتش را مگر به صحبت اهل صلاح و منسلخين « 9 » از رسوم
هامش
( 1 ) . اصل : من .
( 2 ) . ك : تعلّم .
( 3 ) . اصل : تميز .
( 4 ) . اصل : صالحات .
( 5 ) . اصل : مبعّده .
( 6 ) . ك : بمعرفة الحرمات و هي .
( 7 ) . اصل : - از ايشان .
( 8 ) . اصل : متؤثر .
( 9 ) . اصل : متسلّخين .