تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
« 1 » ، با « يأس از تعداد آن نعم » فرادى - زيرا كه آن نعم غير متناهى است - و با يأس از بلوغ به نهايتش و « وقوف بر حدّش » از روى مجموع ، از براى امتناع انحصارش در حدّى . پس تفرّغ به معرفت آنكه آن نعم از جانب خداى تعالى است بر سبيل امتنان و موهبت ، نه بر سبيل استحقاق و مجازات ؛ چرا كه آن نعم حظوظ و قسمتها است كه تقدير شده است در ازل قبل از وجود ما . پس علم به آنكه ما - هرچند كه سعى و وسع خود به نهايت رسانيده باشيم در قيام به شكر آن نعم - مىباشيم در غايت تقصير در حقّ آن . پس به درستى كه ما اقامت نمىتوانيم كرد به شكر آن نعم ، مگر به آيات و علاماتى « 2 » كه آن نيز از جملهء نعم است ، و مستطيع نيستيم استعمال او را مگر به حول و قوّت و توفيق از براى عمل كه او نعمى است كه كلّش از اوست . پس سبيلى نيست به قيام به حقوق آن نعمت ، مگر به اعتراف به عجز و تقصير . چرا كه هرچند كه ما زياده مىكنيم در شكر و طاعت و قيام به حقّ نعمت ، زياده مىشود آن نعمت به اضعاف مضاعف .

و الثاني : مطالعة الجناية و الوقوف على الخطر فيها

، و التشمّر لتداركها ، و التخلّص من رقّها ، و طلب النجاة بتمحيصها . يعنى : ثانى از خواصّ يقظه ، مجموع امور خمسه است . كلّ اين امور خمسه به اعتبار دفع ضرر است ، همچنان‌كه قسم اوّل به اعتبار جذب نفع است . پس به درستى كه هر دوى ايشان از خواصّ يقظان‌اند . پس قسم اوّل به استفاضهء از اسم « منعم » است ، و اين به احتراز از اسم « منتقم » است . و او به نظر كردن است به سوى ما
هامش
( 1 ) . لقمان / 20 . ( 2 ) . در « ك » : به جاى « آيات و علامات » تعبير « آلات » به كار رفته است .