چيزى را كه فوت شده است در ماضى .
و « و يضنّ » يعنى : « 1 » بخل كند به آينده ؛ پس تعمير كند او را به طاعت و قيام به وظايف وقت و تدارك فايت .
فأمّا
معرفة النعمة فإنّها تصفو بثلاثة أشياء :
بنور العقل ، و شيم برق المنّة ، و الاعتبار بأهل البلاء .
چون كه ذكر كرد خواصّ يقظه و احكام او را ، شروع كرد در اسباب او كه متحقّق و خالص مىشود يقظه به آن اسباب ؛ پس گردانيد از اسباب معرفت نعمت - كما ينبغى - « نور عقل » را و او نورانى شدن عقل است به نور هدايت ايمانيه ، كه او واعظ اللّه است در قلب هر مؤمنى ؛ و اين به محض توفيق است ؛ و به او درست كرده مىشود بدايات و رسيده مىشود به نهايات .
و انتظار لوامع نعم باطنه به محض امتنان [ است ] و آن نعم معارف و واردات غيبيه است . پس به درستى كه « شيم » نظر كردن است در سحاب از براى توقّع نزول مطر و تعرّفش « 2 » .
و « اعتبار به اهل بلا » كه مفيد است از براى تعظيم نعم ، و اجتهاد در قيام به حقّ او تا مستعدّ شود از براى وفور زيادتى نعم . قال اللّه تعالى :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 3 » ، و از جملهء بلاست احتجاب و فترت .
و أمّا
مطالعة الجناية ، فإنّها تصحّ بثلاثة أشياء :
بتعظيم الحقّ ، و معرفة النفس ، و تصديق الوعيد .
چرا كه « تعظيم حقّ » موجب تعظيم جنايت است . پس به درستى كه مخالفت
هامش
( 1 ) . اصل : - « و يضنّ » يعنى .
( 2 ) . اصل : تفرّقش .
( 3 ) . ابراهيم / 7 .