تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

و هي أوّل ما يستنير قلب العبد بالحياة لرؤية نور التنبيه .

پس به درستى كه « ما » مصدريه است ، و « حيات » حيات حقيقيهء لازمه است از براى فطرت انسانيهء مجرّده ؛ يعنى اوّل استناره و روشن شدن قلب به حيات ذاتيه است از براى او . و معلول كرد استناره را به رؤيت نور تنبيه الهى كه به اوست اتّصال قلب به حقّ ، و اين نمىباشد الّا آنكه برخيزد عبد از مهد بدن به تجرّد او از لوازم بدن ؛ پس يقظهء مفسّرهء به استنارهء مذكوره عين نومهء از براى خدا است ، اگرچه شعور به هم نرساند عبد به او . و بتحقيق « 1 » ذكر كرده شده است وجه بودنش اوّل مقامات بدايات ؛ و تفسير شيخ مؤكّد است از براى او . زيرا كه لا بدّ است در تهيّؤ از براى سير از قيام . پس تعديد كرد خواصّ يقظه را كه لازم است از براى يقظه ، كه هرگاه منتفى شود آن خواصّ ، منتفى مىشود يقظه ؛ و هرگاه يافت شود يقظه ، يافت مىشود آن خواصّ . پس تعبير كرد از يقظه به لوازمش ، چنان كه گفته مىشود كه : « الحجّ عرفة » . پس گفت :

و اليقظة هي ثلاثة أشياء :

الأوّل : لحظ القلب إلى النعمة

على الإياس من عدّها ، و الوقوف على حدّها ؛ و التفرّغ إلى معرفة المنّة بها ؛ و العلم بالتقصير في حقّها . يعنى : اوّل آن ثلاثه ، مجموع اين امور ثلاثه است كه باعث است بر قيام به اداى شكر نعمت به طاعت و جدّ و اجتهاد در عبادت ؛ و او ملاحظهء نعم ظاهره و باطنه ، و سابقه و لا حقه است ، همچنان‌كه فرموده است خداى تعالى كه :
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ
هامش
( 1 ) . اصل : تحقيق .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 61 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى