باب اليقظة
قال اللّه تعالى :
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ
« 1 » .
القومة للّه « 2 » هي اليقظة من سنة الغفلة و النهوض عن ورطة الفترة .
( يعنى : قوم و قيامه نمودن از براى خداى تعالى ، بيدارى است از خواب غفلت و برخاستن « 3 » است از ورطهء فترت . )
و تصدير اين باب به آيهء كريمه ، از براى تنبيه اهل غفلت است ، و كافى است قرآن مجيد واعظ و منبّه . و شكّى نيست در اينكه انسان مغمور در غواشى نشئه و غافل از حقّ و از نور فطرت به مقتضاى طبيعت ، مثل نائم است به حقيقت ، همچنانكه پيغمبر « 4 » عليه السّلام فرموده است كه : « الناس نيام » « 5 » . پس لا بدّ است از براى او منبّهى كه او واعظ اللّه است در قلب او به سبب انقذاف نور اسم « هادى » در او . پس متنبّه و آگاه مىكند او را .
و اين انتباه نفس قومه و قيام نمودن است از براى خداى تعالى كه مسمّا است نزد ايشان به « يقظه » . زيرا كه غافل از فطرت را هرگاه حاصل شود شعور به نور فطرت ، بتحقيق « 6 » كه قيام مىنمايد از براى خداى تعالى به امر خداى تعالى و برمىخيزد از سستى و كاهلى ؛ و از اين جهت [ است ] كه گفت :
هامش
( 1 ) . سبأ / 46 .
( 2 ) . اصل : - القومة للّه .
( 3 ) . اصل : برخواستن .
( 4 ) . در شرح منازل السائرين كاشانى واژهء « پيغمبر » وجود ندارد ؛ و درست نيز همين است . چه روايت يادشده هم از رسول گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده و هم از امير المؤمنين عليه السّلام .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 43 ؛ ج 6 ، ص 277 ؛ ج 50 ، ص 134 ؛ ج 58 ، ص 12 ؛ ج 69 ، ص 306 ، ج 73 ، ص 39 و مائة كلمة ( امير المؤمنين عليه السّلام ) ، كلمهء دوم .
( 6 ) . اصل : تحقيق .