باب التوحيد
قال اللّه تعالى :
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 1 » .
تخصيص داد بعض آيه را به ذكر ، چرا كه اين محض توحيد جمعى است ؛ و او آن است كه نبوده باشد با او چيزى ؛ پس اگر ذكر مىكرد « ملائكه » و « اولو العلم » « 2 » را ، هرآينه مىبود نزول از جمع به سوى فرق ؛ پس مىبود با او غير او ؛ پس باقى نمىماند توحيد محض ؛ پس او شاهد است به نفس خود از براى نفس خود . پس شهادت نمىدهد آنكه نيست الهى مگر او غير او .
و كسى كه محقّق كند اين را به ذوق ، پس بتحقيق كه مشاهده كرده است توحيد را به حقيقت .
[ معناه ]
التوحيد تنزيه اللّه - عزّ و جلّ - عن الحدث « 3 » ، و إنّما نطق العلماء بما نطقوا به ، و أشار المحقّقون بما أشاروا إليه « 4 » في هذا الطريق لقصد تصحيح التوحيد ، و ما سواه من حال أو مقام فكلّه مصحوب العلل .
قول او كه « توحيد تنزيه خداى - عزّ و جلّ - است از حدث » مجمل است متناول تنزيه عقلاست از حكما و مسلمين ، و تنزيه عرفاى موحّدين . چرا كه جميع عقلا و اهل فكر ادّعا مىكنند تنزيه خداى تعالى را با بودن ايشان مقيّد - چرا كه عقل نمىگويد مگر به تقييد - و ثابت مىگردانند حدث را و نفى مىكنند او را از حقّ تعالى و تنزيه مىكنند حقّ را از او .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 18 .
( 2 ) . ك :وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ[ آل عمران / 18 ] .
( 3 ) . اصل : الحدثان .
( 4 ) . اصل : به .