باب التحقيق
قال اللّه تعالى :
أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
« 1 » .
استشهاد كرد به اين آيهء كريمه بر تحقيق ؛ چرا كه خليل اللّه عليه السّلام سؤال كرد به قول خود :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
« 2 » شهود احياى حقّ را بر تحقيق « 3 » به اسم محيى ؛ پس مشاهده كند احيا را به حقّ به شهود ذوقى و تحقيقى بعد از آنكه شناخته بود اين را شناختن ايمانى يقينى .
[ معناه ]
التحقيق تلخيص مصحوبك من الحقّ ، ثمّ بالحقّ ، ثمّ في الحقّ ؛
و هذه أسماء درجات الثلاث .
يعنى : گردانيدن چيزى كه مصحوب توست از صفات حقّ از حقّ ، از شوب و آميختگى رسم خود در مقام بقاى بعد از فنا .
« پس به حقّ » يعنى پس مجرّد و خالص گردانيدن اين مصحوب را از رسم خود به حقّ نه به خود ؛ پس در حقّ .
و اين الفاظ - يعنى « 4 » : از حقّ و به حقّ و در حقّ - اسماى درجات ثلاث تحقيق است .
[ الدرجة الاولى : تلخيص مصحوبك من الحق ]
أمّا درجة تلخيص مصحوبك من الحقّ ؛ فأن لا تخالج علمك علمه .
يعنى : ( « امّا درجهء تلخيص مصحوب خود از حقّ » پس ) آن است كه آميخته نشود علم تو به علم او ، و ظاهر نشود چيزى از صفات تو در صفات او ؛ و او آن است كه مشاهده كنى علمى را كه ظاهر مىشود در مظهر تو علم او ، از غير آنكه آميخته شود چيزى از علم تو به علم او ؛ پس نسبت كنى علمى را كه بودى تو كه نسبت مىدادى او را قبل از فنا به سوى نفس خود ، در حال تحقيق به سوى حقّ ، از براى
هامش
( 1 ) . بقره / 260 .
( 2 ) . همان آيه .
( 3 ) . ك : + بالتحقيق .
( 4 ) . اصل : - يعنى .