باب البقاء
قال اللّه تعالى :
وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 1 » .
چونكه بود فنا به نسبت به رسوم خلقيه در حقّ ، مىباشد صفت خلق ؛ و « 2 » بقا صفت حقّ است « 3 » ؛ پس استشهاد كرد به آيهء كريمه بر آنكه باقى خداى تعالى است و بس .
[ معناه ]
البقاء اسم لما بقي قائما بعد فناء الشواهد و سقوطها .
مراد به « شواهد » در اينجا « رسوم خلقيه » است . چرا كه شواهد آثارى است كه شهادت مىدهد به حقّ كه اوست مؤثّر ؛ و بتحقيق « 4 » كه استعمال كرده شد در ما سبق به معنى « معالم شهود » و او واردات و تجلّياتى است كه شهادتدهنده است از براى عبد به صحّت سلوك و قرب حقّ ، و آنكه عبد زود باشد كه مشاهده كند حقّ را . چرا كه آن واردات و تجلّيات از مبادى شهود و علامات اوست ، و آن تجلّيات و واردات از حقّ است - نيست از رسوم - و هرگاه بوده باشد شواهد به معنى رسوم ، پس باقى بعد از فناى او نيست مگر حقّ ؛ و نمىباشد بقا در قبل حضرت جمع ، و لا بدّ است در او از تحقّق « 5 » معنى قول خداى تعالى كه :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
« 6 » .
پس باقى در حقيقت نيست مگر خداى تعالى ؛ يعنى وجهى كه ذات است با [ دو ] صفت جلال و اكرام ؛ يعنى كمالى كه گرامى مىگرداند به او عبد فانى خود را در او ؛ پس مىپوشاند او را وجود و صفات خود بعد از فنا ؛ پس باقى مىگرداند او را به خود - چنان كه خواهد آمد در باب تلبيس - و مىگرداند او را به اين اكرام و خلعت
هامش
( 1 ) . طه / 73 .
( 2 ) . اصل : - و .
( 3 ) . اصل : - است .
( 4 ) . اصل : تحقيق .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . رحمن / 27 - 26 .