باب الانفصال
قال اللّه تعالى :
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 1 » .
يعنى : حذر مىفرمايد خداى تعالى شما را از نفس خود در نظر كردن به سوى غير و اثبات او ، و او عين انفصال عبد است از رسم خود و رسوم خلق همه .
ليس في المقامات شيء فيه من التفاوت ما في الانفصال .
يعنى آنكه : درجات هر مقامى متشارك است در معنىاى ، و متباين است در معنىاى ؛ و مقام انفصال متفاوت الدرجات است به حيثيتى كه ظاهر نمىشود در آن درجات اشتراك ؛ گويا كه آن درجات امور متباينة الحقايقاند ، اطلاق كرده مىشود بر آن درجات اسم انفصال به اشتراك لفظى نه معنوى ، چنان كه مبيّن مىشود نزد كلام در درجات انفصال .
و وجوهه ثلاثة :
أحدها : انفصال هو شرط الاتّصال
، و هو الانفصال عن الكونين بانفصال نظرك إليهما ، و انفصال توقّفك عليهما ، و انفصال مبالاتك بهما .
انفصالى كه شرط اتّصال است ، او انفصال عبد است از ما سواى حقّ ، حتّى از رسم خود و عين خود ؛ و از اين جهت است كه فرمود كه : « و او انفصال است از كونين به انفصال نظر تو به سوى ايشان و التفات تو به جانب ايشان ؛ » چه جاى از تعلّق قلب به ايشان . پس به درستى كه نظر به سوى ايشان يا از جهت حبّ ايشان
هامش
( 1 ) . آل عمران / 28 .