تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

[ الدرجة الاولى : اتّصال الاعتصام ]

فاتّصال الاعتصام : تصحيح القصد ، ثمّ تصفية الإرادة ، ثمّ تحقيق الحال . بتحقيق « 1 » كه ذكر كرد در باب « اعتصام » از « قسم بدايات » آنكه اعتصام به خدا ترقّى است از هر موهومى ، و خلاص شدن است از هر تردّدى ؛ پس اتّصال اعتصام در اين باب آن است كه مشاهده كند آنكه اين ترقّى و تخلّص مىباشد به خداى تعالى در حقيقت - نه به نفس او ، چنان كه توهّم مىكرد در بدايات - پس به درستى كه او قائم است به اين به نور الهى كه او در قلب هر مؤمن است ، ليكن او مشاهده نكرده است او را ، و موهوم وجود غير است ؛ پس هرگاه مشاهده كند حقّ را در مقام اتّصال ، مىداند معنى قول امير المؤمنين علىّ عليه السّلام « 2 » را در بيان حقيقت كه : « صحو المعلوم مع محو الموهوم » « 3 » . پس به درستى كه معلوم در اين شهود حقّ است وحده . و معنى « تصحيح قصد » خلاص شدن است از هر تردّدى ، چنان كه ذكر كرده است در درجهء اولى از باب قصد در قولش كه : « قصد يبعث على الارتياض و يخلص من التردّد » و اين تصحيح در اتّصال اضمحلال رسم قصد است در قصد حقّ ، از جهت فناى قاصد و قصد او در بحر وجود . و امّا « تصفيهء اراده » پس او شهود دواعى حقيقت است به عين حقيقت از حقيقت . پس به درستى كه شيخ تفسير كرده است اراده را به اجابت مذكوره ؛ پس نزد فناى رسم مجيب « 4 » در مقام اتّصال ، مىباشد اجابت از عين حقيقت ، چنان كه بود داعيه‌اى از حقيقت ، و اين است تصفيهء قصد از رسم قاصد . و امّا « تحقيق حال » پس او آن است كه مشاهده كند تأثير را از تجلّى نه از حال ، مثل سكر محبّت . پس به درستى كه محبّت حالى است كه نهايتش سكر است . پس هرگاه نبوده باشد تأثير از او ، نمىباشد از براى ساير احوال - مثل شوق و غيرت و غير ايشان - بلكه مىباشد از براى تجلّى كه تأثير مىكند به جذب و اقتضا مىكند حال را .
هامش
( 1 ) . اصل : تحقيق . ( 2 ) . اصل : - عليه السّلام . ( 3 ) . مأخذ اين سخن پيش از اين گذشت ، ر . ك : ص 33 . ( 4 ) . اصل : محبّ .