باب الاتّصال
قال اللّه تعالى :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« 1 » .
مقام « قاب « 2 » قوسين » بودن اوست عليه السّلام هر دو قوس دايرهء وجود ، به نزول و عروج : قوس ابداء و قوس اعاده . پس مندرج شد در او جميع اسماى واقعه در تحت اسم « مبدا » و « معيد » و اسم « اوّل » و « آخر » و همچنين است ما تحت اسم ظاهر به نزول و باطن به عروج ، ليكن اين مقام « 3 » جناب الهى و حضرت واحديت است ؛ پس تعبير كرد از ترقّى از اين مقام به سوى حضرت احديت و فناى در عين ذات - كه او محض اتّصال است - به قول خودش كه :
أَوْ أَدْنى ،
و از اين جهت است كه فرمود كه :
أيأس العقول ، فقطع البحث بقوله :
أَوْ أَدْنى .
چونكه بود معنى اتّصال نزد عقل مشعر به اثنينيت ، و قادر نبود بر اثبات معنى اتّصالى كه او فنا است در احديت ذات ، نااميد شد عقول از ادراك اين ، و قطع كرد بحث عقلى را به قول خودش كه
أَوْ أَدْنى
تا ذليل و خوار شود در جيب عجز خود .
و للاتّصال ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : اتّصال الاعتصام ، ثمّ اتّصال الشهود ، ثمّ اتّصال الوجود .
اين ظاهر است ، و مبيّن مىگردد فرق ميان معانى ثلاثه در درجات ثلاثه .
هامش
( 1 ) . نجم / 8 .
( 2 ) . اصل : - قاب .
( 3 ) . اصل : - مقام .