باب المشاهدة
قال اللّه تعالى :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
« 1 » .
استشهاد در
وَ هُوَ شَهِيدٌ
است . پس به درستى كه شهيد مىآيد به معنى مشاهده ، مثل نجىّ و نديم به معنى مناجى و منادم .
[ معناها ]
المشاهدة سقوط الحجاب بتّا ؛ و هي فوق المكاشفة ؛ لأنّ المكاشفة ولاية النعت ، و فيه شيء من بقاء الرسم ، و المشاهدة ولاية العين و الذات .
« مشاهده » در اينجا شهود ذات است به سقوط حجاب رأسا و قطعا ؛ و چون كه بود سقوط حجاب ملزوم مشاهده و لازم او ، تفسير كرد از احد ملازمين به ديگرى .
و امّا بودن مشاهده « فوق مكاشفه » پس مراد او مكاشفهاى است كه در درجهء ثانيه و اولى است . پس به درستى كه مكاشفهء در درجهء ثالثه آن است كه فرمود در او كه : « آن مكاشفه نمىگذارد و ترك نمىكند علامتى را كه اشارت كند به سوى التذاذى يا تنزّل كند بر ترسّمى . » پس چگونه مىباشد در آن مشاهده چيزى از بقاياى رسم ؟
و امّا مشاهده : پس نيست در او چيزى از بقاياى رسم ، نه در درجهء ثانيه و نه در درجهء اولى ، به خلاف مكاشفه ؛ پس به درستى كه مكاشفه گاه مىباشد با بقاى رسم در درجهء اولى و ثانيه ؛ چرا كه مكاشفه « ولايت نعت » است و نعت مىباشد با بقاى چيزى از رسم ؛ پس به درستى كه ردّ به سوى مقام بقا ، شهود آثار خلقيه و تعيّنات
هامش
( 1 ) . ق / 37 .