تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥

و الدرجة الثالثة : استغراق الشواهد في الجمع

، و هذا رجل شملته أنوار الأوّلية ؛ ففتح عينه في مطالعة أنوار « 1 » الأزلية ، فتخلّص من الهمم الدنيّة « 2 » . « شواهد » تجلّيات اسما و صفات است و آنچه تابع اوست از واردات و اشاراتى كه او شواهد جمع است ؛ و استغراق آن شواهد در جمع فناى اوست در او ، و محو شدن آثار اوست به شهود جمع ؛ و نزد اين فانى مىشود بقيّهء عبد بالكلّيه و برمىگردد تعرّف به غيب در كنزيت ؛ يعنى در حضرت : « كنت كنزا مخفيا لم اعرف » « 3 » و « كان اللّه و لم يكن معه شيء » « 4 » . « و اين مردى است كه شامل شده است او را انوار اوّليت « 5 » ؛ » يعنى احاطه كرده است به او انوار قدم حقّ و اوّليت او از براى كلّ ؛ و اين حقايق كنزيه است ؛ و اين عمّاست ؛ يعنى عدم معرفت او به وجهى . « پس گشاده مىشود چشم او در مطالعهء انوار ازليه ؛ » يعنى : پس احيا مىكند او را خداى تعالى به حيات خود در مقام بقاى بعد از فنا ؛ پس گشاده مىشود چشم او به نور خداى تعالى ؛ پس طالع مىشود انوار ازليه . « پس خلاص و رهيده مىشود از همّتهاى دنيّه و زبون . » چرا كه او هرگاه بوده باشد موجود حىّ به وجود حقّ و حيات او و باقى به بقاى او و ناظر به نور او ، مىباشد جميع صفات او صفات حق‌ّتعالى . و اين از ميراث محمّد است عليه السّلام ، چنان كه ميراث بردند صحابه از مقام او در فرائض در قول خداى تعالى كه :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 6 » چيزى را كه اشارت شده است به سوى او در قول خداى تعالى كه :
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ
هامش
( 1 ) . اصل : - أنوار . ( 2 ) . اصل : الدنيوية . ( 3 ) . مأخذ حديث در صفحهء 108 ذكر شد . ( 4 ) . مأخذ حديث در صفحهء 442 ذكر شد . ( 5 ) . اصل : ازليت . ( 6 ) . انفال / 17 .