باب الفرق
قال اللّه تعالى :
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
« 1 » .
وجه استشهاد آن است كه اسلام وجه از براى خداى تعالى به بذل روح و ذبح ولد - كه او عزيزتر است از حشاشهء « 2 » نفس - نمىباشد مگر از براى قوّت حبّ و استغراق در مقام قرب كه او عين ولايت است ، و غرق توسّط مقام ولايت است ، از براى استيلاى محبّت . پس اين اسلام نتيجهء غرق شدن است در لجّهء بحر خلّت و فرورفتن در گرداب درياى محبّت .
[ معناه ]
هذا اسم يشار به في هذا الباب إلى من توسّط المقام ، و جاوز حدّ التفرّق .
« هذا » اشارت است به غرق ؛ يعنى غرق « اسمى است كه اشاره كرده مىشود به او در اين باب » - يعنى در باب ولايت - چرا كه غرق اصل اين قسم است ؛ و در كلام اضمار است ؛ يعنى ( اشارت كرده مىشود ) به سوى حال كسى كه داخل شود در وسط مقام ولايت و غرق شود در موج درياى او .
و « تجاوز كند از حدّ تفرّق » به غيبت از ديدن غير . زيرا كه غريق مغموس و فرورفته است بر حال خود و مشغول و معرض است از غير خود .
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : استغراق العلم في عين الحال
؛ و هذا رجل قد ظفر بالاستقامة ، و تحقّق في الإشارة ، فاستحقّ صحّة النسبة .
« استغراق علم در عين حال » استهلاك احكام علم است در احكام حال ، به
هامش
( 1 ) . صافّات / 103 .
( 2 ) . حشاشه : باقى جان ؛ نفس آخر .