خارجى ظاهر به ذات خود و مظهر از براى كلّ است .
و تجلّى ذاتى احدى معبّر عنه به اين نفس اصل جميع اسماست . چرا كه حقّ تعالى احد است بالذات و كلّ است به اسما ؛ و جميع حضرات « 1 » اسمائيه ، كامنه و پنهان است در ذات احديت . پس نور كامن و پنهان است در اين تجلّى و بروز مىكند از او به تجلّى اسم « الرحمن » ، پس او به اين اعتبار « صدف نور » است ؛ يعنى محلّ كمون و پنهان شدن اوست ، و بروز او نفس رحمن مشار اليه است به قول او كه : « إنّي لأجد نفس الرحمن » « 2 » .
« پس نفس اوّل از براى غيور سراج است ؛ » « 3 » يعنى كسى كه غيرت مىكند بر محبوب وقت استتار ، سراج است . « 4 » چرا كه او مستوحش است نزد فقدان حال ، و غالب مىشود بر او حزن و طلب و « 5 » شوق . پس منجذب مىشود به سوى حضرت مطلوب و غايب مىشود از هر چيزى كه سواى مطلوب است و جمع مىشود همّ او و صدق مىكند « 6 » قصد او ؛ پس متّضح مىشود طريق او به نور صدق و شوق ، و اتّحاد همّت و وجهت و قوّت غيرت ؛ پس مىباشد نفس او سراجى كه مهتدى مىشود به نور او به سوى مقصود خود .
« و نفس ثانى از براى قاصد ، معراج است . » چرا كه او به نور تجلّى است كه رافع است از براى حجاب علم و شاخص « 7 » است به سوى روح معاينه ؛ پس او معراجى است كه عروج مىكند به قاصد به سوى حضرت مقصود .
« و نفس ثالث از براى محقّق ، تاج است » . چرا كه او پاك و مطهّر مىكند او را از دنس كون و تيرگى رسم ، پس او افتخار مىكند به او بر كلّ كون ، اگرچه نطق نمىكند
هامش
( 1 ) . اصل : خطرات .
( 2 ) . مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 541 .
( 3 ) . اصل : - سراج است .
( 4 ) . اصل : وقت استتار به راحت .
( 5 ) . اصل : - و .
( 6 ) . اصل : - همّ او و صدق مىكند .
( 7 ) . اصل : خارج .