تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
و نيست اين سديد و درست ؛ پس به درستى كه فراق و زوال حال نيست مطلوب در طريق سلوك ، و هر مقامى منزلى است مطلوب در سلوك ؛ چرا كه او مقرّب است به سوى مطلوب ؛ پس او متقدّم « 1 » است و استتار و وحشت متأخّر « 2 » است . و نيز هر مقامى محلّى است كه در او تعلّقى است به حقّ و تقرّبى است كه مىباشد عبد را در او به مقيم - يعنى حقّى كه تعلّق دارد به او و تقرّب مىكند به سوى او - نه به مقام ؛ و استتار انقطاع و تباعد است ، پس وحشت لازمه از براى او متنافى مقام است ؛ و همچنين است استتار ، نه نفس ؛ چرا كه او برمىانگيزاند بر طلب و شوق . حاصل آن است كه ايشان گفته‌اند آنكه : اين نفس در حين استتار است » و بيان نكرده‌اند سبب او را ، و شيخ با ايشان موافقت كرده است به ايشان در اين و بيان كرده است آنكه سبب او وحشت استتار است ، و گفته است كه : « ايشان ناميده‌اند او را از ظلمت و شمرده‌اند او را مقام . » پس ردّ كرد بر ايشان بودن او را مقام ، و درست كرده است ؛ و اين قول بعضى از ايشان است .

و النفس الثاني : نفس في حين التجلّي

، و هو نفس شاخص عن مقام السرور إلى روح المعاينة ، مملوّ من نور الوجود ، شاخص إلى منقطع الإشارة . ( يعنى : نفس ثانى نفس است در حين تجلّى و او نفسى است ) « شاخص » يعنى خارج ، يقال : « فلان شخص من المدينة مسافرا » أى : « خرج » ؛ و او نفسى است خارج از مقام سرور و ذوق ناشى از تجلّى به سوى « روح معاينه » در حضرت جمع . « مملوّ است از نور وجود » و ايشان مىنامند حضرت جمع را « حضرت وجود » . « به سوى منقطع اشارت . » از براى شهود حقّ در حضرت وجود ذات خود را بذاته ، از غير اثنينيت ، بلكه بر احديت صرفه ؛ پس اشارتى نيست در او ؛ پس از اين
هامش
( 1 ) . اصل : تقدّم . ( 2 ) . اصل : تأخّر .