نه غير .
و بتحقيق « 1 » كه وارد شده است در مواقف « 2 » كه « اقامت فرمود مرا و گفت از براى من كه هرگاه امر مىكنم من تو را به امرى ، پس روان شو از براى چيزى كه امر كردهام من تو را به او ؛ و انتظار مبر علم او را ؛ به درستى كه اگر انتظار ببرى به امر من علم امر مرا ، عصيان امر من كردهاى . پس به درستى كه تو اگر روان نشوى از براى چيزى كه امر كردهام من تو را به او تا آنكه ظاهر شود از براى تو علم او ، پس از براى علم امر اطاعت كردهاى نه از براى امر . » « 3 »
پس اعتصام به حبل اللّه ، مواظبهء بر امتثال است نظر به آنكه او امر سيّد اوست ، نه نظر به آنكه او طلب است از براى حظّ ، و نه آنكه حذر است از بطش « 4 » .
و امّا « اعتصام به اللّه » پس او اعلاست از اعتصام به حبل اللّه ؛ و تفسير كرد او را به آنكه او « ترقّى است از هر موهومى » يعنى از كلّ ما سواى حقّ . به درستى كه وجود غير ، موهوم است و تحقّقى از براى او نيست ؛ و « خلاص شدن است از هر تردّدى » به يقين عيانى . به درستى كه تردّد از لوازم شكّ است ، و كسى كه متحقّق شود به حقّ در مقام شهود ، نمىگردد شكّ او دور مقام او .
و الاعتصام على ثلاث « 5 » درجات :
[ اعتصام العامّة ]
اعتصام العامّة بالخبر استسلاما و إذعانا بتصديق الوعد و الوعيد ، و تعظيم الأمر و النهي ، و تأسيس المعاملة على اليقين و الإنصاف ؛ و هو الاعتصام بحبل اللّه .
قسمت كرد اعتصام مطلق را بر سه درجه :
هامش
( 1 ) . اصل : تحقيق .
( 2 ) . كتابى است در تصوّف متعلّق به محمّد بن عبد الجبّار بن الحسن النّفرى ، متوفّى به سال 354 ه . ق . ر . ك :
الأعلام ، ج 6 ، ص 184 . و كشف الظنون ، ص 1891 .
( 3 ) . المواقف ، ص 28 .
( 4 ) . بطش : شدّت ، تندى ، سخت گرفتن ، غضب .
( 5 ) . اصل : ثلاثة .