تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

اصطلاح‌نامه

آينهء كلّى : آينه در اصطلاح عرفا انسان است كه مظهر صفات و اسماى الهى است ؛ آينهء كلّى ، انسان كامل است . ابد : جاودانگى ، بىپايانى اتّحاد : يگانگى ، يكى شدن ، يكى بودن ، . در اصطلاح فلسفه آن است كه دو يا چند ذات يكى شوند نيز بدان معناست كه چند چيز از حيث معنى متفاوت و از حيث وجود يكى باشند . در اصطلاح عرفان ، مقام شهود وجود حق است . در اين مقام هيچ‌چيز جز او ديده نمىشود . زيرا هرچه غير اوست ، به وجود او موجود است و از خود وجودى ندارد . ازل : بىآغازى استغراق : توجّه مفرط و فرورفتن در درياى توحيد . خود را نديدن و فانى شدن در حضرت حق . اسماء و صفات : منظور اسماء و صفات الهى است . اسماى الهى نزد عرفا ذات الهى به اعتبار صفتى از صفات جمال و جلال اوست . اعتزال : مذهب فرقهء معتزله - معتزله اعراض : جمع « عرض » ؛ در اصطلاح فلسفه يعنى آنچه در وجود وابسته به ديگرى است و وقتى موجود مىشود ، در چيزى موجود مىشود ، مانند رنگ ، اندازه ، شكل . . . اعيان ثابته : حقايق ممكنات در علم حق تعالى و به ديگر سخن : صور ممكنات در علم الهى كه همان حقايق موجودات است . افلاك : جمع « فلك » . حكما عالم جسمانى را مركّب از نه فلك تودرتو مىدانستند كه فلك پايين محيط به فلك زيرين است . آخرين فلك ، فلك الافلاك ، فلك زيرين ،
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 563 | على اوجبى / محمد نعيم