اين داستان پيش از مولانا نيز مشهور و رايج بوده . ازاينرو ، مأخذ آن را مىتوان در منابعى چون اسرارنامهء عطّار ( صص 89 - 90 ) و با اندكى تفاوت در تفسير ابو الفتوح رازى و تحفة العراقين خاقانى بازجست . نگر : مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، ص 11 و شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، صص 591 - 593 .
( 27 ) مصرع دوم يعنى « تا از آن نه سيخ سوزد نه كباب » ضربالمثلى مشهور است . مفاد آن اين است كه به هيچيك از دو طرف گزندى نخواهد رسيد و هر دو خشنود خواهند بود . نگر : امثال و حكم ، ج 4 ، ص 1852 .
( 28 ) « خلتمونى سخريّة و أنا من القوم الكبار هذا شىء عجاب » : « مرا به سخره گرفتيد و حال آن كه من از گروه بزرگانم . اين عجيب و شگفتآور است . » مأخذ اين سخن يافت نشد .
( 29 ) اشاره است به مفاد عبارت « لا إله إلّا اللّه » . « لا » در عربى ، ادات نفى است . در تعبيرات صوفيه بر نفى ما سوى اللّه و نفى غير و غيريت اطلاق مىشود . مقابل « إلّا » كه اثبات حق تعالى به الوهيت و اختصاص وجود است . شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، صص 698 - 699 .
( 30 ) نگر : تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 196 ؛ الدّر المنثور ، ج 2 ، ص 248 ؛ ج 3 ، ص 81 ؛ الطرائف ، ص 223 و با اندكى تفاوت در : الأمالى ( شيخ صدوق ) ، ص 513 ؛ بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 110 ؛ ج 73 ، ص 333 ، 361 ؛ ج 76 ، ص 90 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 1 ، ص 602 ؛ ج 2 ، ص 196 ؛ تفسير
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: على اوجبى
ص٣٩٢