مناجات و پناه جستن به حق از فتنهء اختيار و از فتنهء اسباب اختيار كه سماوات و ارضين از اختيار و از اسباب اختيار شكوهيدند « 1 »
[ 227 ]
مىگريزد از خودى در بىخودى * يا به مستى يا به فعلِ مهتدى
مراد از « فعل مهتدى » تعليم و تدريس علوم دينى است كه در آن اشتغال ، غفلت از وسوسهء اختيار است و فراموشى از اكتساب « 2 » دنيا
/ B 631 /
است .
[ 228 ]
نفس را زان نيستى وامىكشى * زانكه بىفرمان شد اندر بيهشى
چون نفس در بىخودى خمر و زمر مشغول و بىهوش بود ، و « 3 » در آن بىخودى و بيهوشى مرتكب مناهى و متحمّل تباهى گشته است ، و رشتهء عبوديت و اطاعت گسسته است . پس كشيدن آن نفس را از آن نيستى - كه در آن نيستى غفلت از ياد حق است - باعث گشت و اگر نه نيستى خمر و زمر يا اشتغال در فعل مهتدى - كه عبارت از تعليم و تدريس علوم است - نيك و حسن بود .
[ 239 ]
او مهذّب گشته بود و آمده * كبر را و نفس را گردن زده
[ 240 ]
يا پىِ تعليم مىكرد آن حِيَل * يا براى حكمتى دور از وَجَل
يعنى : چون اياز از « 4 » ديدن چارق و پوستين به ديدهء اعتبار بىنياز بود كه گردن نفس و كبر و هوا زده و از چنين اعتبار و انتباه فارغ شده ، پاى مسكنت و فقر بر تارك هستى و جاه نهاده و به انواع كمال آماده بود و ليكن براى ارشاد و تعليم خلق اللّه ، طريق سلوك نيستى و مسكنت و سلوك طريق فقر و مذلّت ، اين شيوه و عمل را اختيار نموده بود يا براى حكمتى و مصلحتى اختيار اين شيوه كرده « 5 » باشد ، مثل امتحان ندماى سلطان كه با بادرين امر بدنما و تهمت افترا چهسان گمان بردند « 6 » و راه سلوك در حقّ من به چه طريق
هامش
( 1 ) . س ، ش : مناجات و پناه جستن به حق از طيه اسبا اجتباه [ ش : احتبا ] كه سماوات و ارضين از صيار [ ش : ار حبار ] .
( 2 ) . س : كتاب .
( 3 ) . س : - و .
( 4 ) . س : را .
( 5 ) . ش : + بوده .
( 6 ) . ش : برند .