تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
يا مراد آن است كه دوستى معتبر و معتدّ به آن است كه تا دم آخر آن دوستى برجا « 1 » است و اگر به تيغ وحشت از ميان يكديگر آن دوستى منقطع شد ، پس گويا كه اوّلا تخم آن دوستى كاشته نشده بود و هرگز از آن دوستى هيچ ثمره‌اى نرسته بود . [ 263 ]
گفت : حقّ است اين ولى اى سيبوَيْه ! * اتّق من شرّ من أحسنت إليه
قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - : « اتّق من شرّ من أحسنت « 2 » إليه » 129 يعنى « پرهيز بكن « 3 » از شرّ كسى كه احسان كرده‌اى تو به سوى آن‌كس . » پس پرهيز كردن از شرّ كسى كه به سوى آن‌كس احسان نكرده‌اى واجب‌تر است . پس پرهيز كردن از شرّ مردم واجب است . [ 276 ]
چشم گر دارى تو كورانه ميا * ور ندارى چشم دست آور عصا
[ 277 ]
وان عصاىِ حَزم « 4 » [ و ] استدلال را * چون ندارى ديده مىكن پيشوا
يعنى : اگر چشم معرفت و ديدهء دانش حسن و قبح اشيا دارى ، پس آن معرفت را در كارفرماى « 5 » و در ميان حسن و قبح اشيا امتياز نماى « 6 » ؛ و
/ B 85 /
مانند كور خود را در چاه غفلت و غرور ماند از كه ديده و دانستهء خود را نابينا مىسازد « 7 » ؛ و « 8 » اگر چشم معرفت « 9 » حسن و قبح اشيا ندارى ، پس عصاى حزم « 10 » و استدلال را به دست آر كه در هيچ كارى و عملى از مكر شيطان و فريب نفس ايمن مباش و دانهء احسان آن نفس دام مضرّت‌شناس و صلاى طعام آن نفس نداى غول و صداى شيطان دان « 11 » و خود را مانند شهرى به دعوت روستايى در باديهء پريشانى آواره مكن . [ 278 ]
ور صداىِ حزم و « 12 » استدلال نيست * بىعصاكش بر سر راهى مَايست
هامش
( 1 ) . ش : همان . ( 2 ) . س : احسنته . ( 3 ) . ش : + تو . ( 4 ) . ش : وان عصا و حزم . ( 5 ) . س : كارفرمايى . ( 6 ) . س : نمايى . ( 7 ) . ش : مساز . ( 8 ) . س : - و . ( 9 ) . س : + و . ( 10 ) . س : جزم . ( 11 ) . س : دادن . ( 12 ) . س : - و .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 141 | على اوجبى / محمد نعيم