دفتر ششم
قوله :
[ راز جز با رازدان انباز نيست ] * راز اندر گوشِ منكر راز نيست
يعنى ، كنايات دقيق را اگر صريح ادا كرده شود هم ، منكران حقيقت را از آن بهره نخواهد بود . چنانچه به حكم :
« بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
« 1 » دعوت عالم بود ، اما هدايت ، نصيب اهل تقوى .
قوله :
زآنكه « 2 » از بانگ و علالاى سگان * [ هيچ واگردد ز راهى كاروان ] ؟
مىگويد كه به سبب انكار منكران ، ترك بيان حقايق نخواهد كرد .
قوله :
« واحد كالالف » كبود آن ولى * بلكه صد قرنست آن عبد العلى
ولى را عبد العلى گفت از جهت آنكه ، علوّ شأن او از اثر تجلّى اين اسم است .
قوله :
[ شد دهانْشان تلخ ازين شرم و خجل ] * كه قرين شد نام اعظم با اقَل
اى ، سرّ مكتوم حقيقت ، در فرد بشر كه نبى باشد ، ظهور نمود .
قوله :
[ اين عبارت تنگ و قاصررتبتست ] * ورنه خَس را با اخص چه نسبتست
از خس ، تمثيلات كه بالا ذكر يافت ، مراد داشته ؛ و از اخص ، اقتران اسم اعظم با اقل و قرب حقّ با عبد . حاصل آنكه ، تمثيلات بىنسبت است و در افاده مدعا قاصر و ناتمام .
قوله :
گر پليدى پيشِ ما رسوا بوَد * [ خوك و سگ را شكّر و حلوا بوَد ]
[ اى ] ، طريق انكار مقبلان مردود است و مدبران از آن حلاوت دارند .
هامش
( 1 ) المائدة ( 5 ) آيهء 67 : « اى پيامبر ، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان . »
( 2 ) در نسخهء ق : گفت .