محبوب نمايد ؛ « من احبّ شيئا اكثر ذكره « 1 » » .
قوله :
[ . . . ] * اسقنى خمرا و قل لى انّها
خبر آن محذوف است كه خمر باشد . يعنى ، بدهى مرا اى ساقى شراب ديگر .
بهدرستى كه اين شراب است كه چنانچه زبان از چشيدن به او چاشنى گيرد و گوش نيز از شنيدن آن لذّت پذيرد . و اين بيت را شاعر در مدح شراب گفته ، اصلش اين است :
الا فاسقنى خمرا و قل لى هى الخمر * و لا تسقنى سرّا اذا امكن الجهر « 2 »
امّا آنچه عبد اللّطيف نوشته كه بيت آينده خبر آن واقع شده ، موجّه درست نمىشود .
قوله :
بر دهان تست هر « 3 » دم جام او * [ گوش مىگويد كه قسم گوش كو ] ؟
ضمير او راجع است به جانب ذو الجلال يا خطاب به ضياء الحقّ - قدّس سرّه . حاصل آنكه ، جام فيض الهى پرآب دارد و حظ و گوش از شنوايى مىطلبد . و با وجود حظ گرمى از خوردن جام وحدت گوش او را حاصل است ؛ به مقتضاى آب زدنى زياده حظ مىخواهد .
[ جواب گفتن مصطفى - عليه السّلام - ] . . .
قوله :
آنچه آن اصحاب كهف از نُقل و نَقل * [ سيصد و نه سال گم كردند عقل ]
از نقل ، لذّتى كه از مذاق ايشان دريافته شود مراد است و از نقل ، پهلو گردانيدن حق ايشان را . كما قال - عز اسمه :
« وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ . »
« 4 » اى ، و مقلّبون من حال الى حال و من دار الى دار و من كشف الى كشف مع اسرار التّجلّى فى
هامش
( 1 ) نك : تمهيدات ؛ صص 24 ، 137 ؛ تذكرة الاوليا ؛ ص 86 ؛ كشف الأسرار و عدّة الأبرار ؛ ج 2 ، ص 86 و . . .
( حديث نبوى ) « كسى كه چيزى را دوست دارد ، از آن بسيار ياد مىكند . »
( 2 ) شعر از ابو نواس است و معنى آن : هان ، برايم شراب ده و بگو كه اين شراب است . چون آشكارا مىتوانى باده دهى ، پنهانى مده . براى آگاهى بيشتر نثر و شرح مثنوى شريف ؛ گولپينارلى ، دفتر چهارم ، ص 263 .
( 3 ) در نسخهء ق : اين .
( 4 ) الكهف ( 18 ) آيهء 18 : « و ما آنان را به دست راست و دست چپ مىگردانيديم . »