تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
قوله :
ور رهِ نبعش بوَد بسته چه غم * [ كو همىجوشد ز خانه دم بدم ]
يعنى ، دانش وهبى را اگر راه جوشش در خارج نباشد ، گو مباش .

[ قصّهء آنكه كسى ] . . .

قوله :
ليك مرد عاقلى و معنوى * [ عقل تو نگذاردت كه كژ روى ]
حاصل گفتار مشورت‌كننده آنكه ، دشمن دانا به از دوستى كه نادان باشد .

[ امر كردن رسول - عليه السّلام - ] . . .

قوله :
يك سريّه مىفرستادى « 1 » رسول * [ بهر جنگ كافر و دفع فضول ]
سريه ( به فتح اول و تشديد يا ) گروهى از لشكر ، در اصطلاح لشكرى كه حضرت نبوى [ ص ] بر گروهى اصحاب تعيين مىفرمود و به ذات اطهر و اقدس خود در آن لشكرى نمىبود . قوله :
« قل تعالوا » گفت از جذب كرم * [ . . . ]
قال اللّه تعالى :
« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ . »
« 2 » پس بگو ايشان را كه بيايند از براى مباهله ، بخوانيم پسران و زنان و نفسهاى خود را . پس جهد كنيم در تضرّع تا نفرين بر اهل كذب رسد . قوله :
[ . . . ] * تا رياضتتان دهم من رايضم
مقولهء پيغمبر است ؛ اشارت بود جان جهد و تضرّع [ را ] كه در معنى آيه ذكر يافت .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : مىفرستادش . ( 2 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 61 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .