تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
قوله :
« قل تعالوا قل تعالوا » گفت ربّ * [ زين ستوران رميده از ادب ]
تكرار اين حقيقت در سه بيت « 1 » ، اشارت به آن است كه در قرآن مجيد اين كلمه چندين جا واقع شده است « 2 » . قوله :
[ گر نيايند اى نبى غمگين مشو ] * ز آن دو بىتمكين تو پر از كين مشو
از لفظ دو ، دوچند مراد است . قوله :
مشرقى و مغربى [ را ] حسّهاست * [ منصب ديدار ، حسِّ چشمْ راست ]
چند تمثيل بالا ذكر كرد كه هركس را مكانى است معيّن ؛ از آن تجاوز نتوان كرد . و لهذا شقى سعيد و سعيد شقى نگردد . هم تمثيل است براى همان‌كه هيچ حاسّه كار حاسّهء ديگر نكند ؛ مثلا اگر مردى از مشرق و مردى از مغرب باشد ، شك نيست كه هنوز محسوسه را هريكى به چشم خود خواهد ديد ، از آنكه يكى به چشم بيند و ديگرى به گوش « 3 » . قوله :
[ پنج حسّ ظاهر و پنج اندرون ] * ده صفند اندر قيام « الصَّافُّونَ »
قال اللّه تعالى :
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ . »
« 4 »
هامش
( 1 ) مقصود شارح اين ابيات است :گوش بعضى زين « تَعالَوْا » ها كرست * هر ستورى را صطبلى ديگرست . . . تو ز گفتار « تَعالَوْا » كم مكن * كيمياى بس شگرفست اين سخُن . . . « قل تعالوا قل تعالوا » اى غلام * هين كه ان اللّه يدعو لِلسّلام( 2 ) آل عمران ( 3 ) آيات : 64 ، 167 ؛ النّساء ( 4 ) آيهء : 61 ؛ المائدة ( 5 ) آيهء : 104 ؛ الانعام ( 6 ) آيهء : 151 ؛ المنافقون ( 63 ) آيهء : 5 . ( 3 ) شارح چند بيت ديگر را نيز كه با بيت پيشين كاملا مرتبط است ، گزارش كرده كه آورده شد :صد هزاران گوشها گر صف زنند * جمله محتاجان چشم روشنند باز صفِّ گوشها را منصبى * در سماع جان و اخبار و نُبى صد هزاران چشم را آن راه نيست * هيچ چشمى از سماع آگاه نيست همچنين هر حسّ يك‌يك مىشمر * هريكى معزول از آن كار دگر( 4 ) الصّافات ( 37 ) آيات 164 - 165 : « و هيچ‌كس از ما نيست مگر آنكه جايى معيّن دارد . هرآينه ما صف‌زدگانيم . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 634 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى