تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥

دفتر چهارم

قوله :
نور از آنِ ماه باشد وين ضيا * [ آنِ خورشيد اين فروخوان از نُبا ]
كما قال اللّه تعالى :
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً . »
« 1 » قوله :
آفتاب اعواض را كامل نمود * [ لاجرم بازارها در روز بود ]
هر چيزى كه عوض نقد يا جنس بخرند و بفروشند ، در نور روز نيكو ديده مىشود . و اگر عوضها را در روشنى نيك ملاحظه نكنند ، نقصان رو مىدهد . و در بعضى نسخها به جاى اعواض ، اعراض ديده شد ، در لغت به معنى امتعه باشد . قوله :
دشمن اين حرف اين دم در نظر * [ شد ممثّل سرنگون اندر سقر ]
در نفحات « 2 » ذكر مىكند كه : شيخ حسام الدين در معامله ديد كه جماعتى مثنوى مىخوانند و جماعتى از غيبيان شمشيرها گرفته ، حاضر مىشدند . هركه به صدق اعتقاد استماع نمىنمايد ، بيخ ايمان و شاخهاى دين او را بريده ، موكشان در مقر سقر مىافگنند . چون واقعه بر مولوى عرض كرد ، مولوى اين دو بيت فرمود « 3 » . قوله :
اين حكايت را كه نقد وقت ماست * [ گر تمامش مىكنى اينجا رواست ]
اشارت به حكايت آينده است .
هامش
( 1 ) يونس ( 10 ) آيهء 5 : « اوست آنكه خورشيد را فروغ بخشيد و ماه را منوّر ساخت . » ( 2 ) نك : نفحات الأنس ؛ ص 469 . ( 3 ) مقصود دو بيت زير است :اى ضياء الْحقّ تو ديدى حالِ او * حقّ نمودت پاسخ افعالِ او ديدهء غيبت چو غيبست اوستاد * كم مبادا زين جهان اين ديد و داد