تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
يعنى ، فرضا اگر آن فتح كه در صورت شكست واقع شد ، فتح هم نباشد ، رنج انبيا عين راحت است .

در بيان آنكه طاغى در عين قاهرى . . . الخ

قوله :
گفت پيغمبر « 1 » كه هستند از فنون * [ اهل جنّت در خصومتها زبون ]
الخ ، كما جاء فى الخبر : « المؤمن يهرب من الدّ الخصام كما يهرب الغنم من الذئب « 2 » . » پس زبونى مؤمنان در جنگ و خصومت كفّار ، از روى فنون حكمت و دانش است و نه از راه جبن و نامردى . قوله :
در فرِه دادن شنيده در كمون * [ حكمت « لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ » ]
فره ( به كسر اول و ثانى و هاى زده ) خوش‌دل . و حاصل معنى آنكه ، حق‌تعالى از فره و خوشدلى ، مؤمنان را تجديد فرمود و زجر كرد از براى چند تن از مؤمن و مؤمنات كه ساكن مكه بودند . كمال قال - عزّ شأنه :
« وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً . »
« 3 » و اگر نبودندى مردان گرويده و زنان ايمان آورده كه در مكه كه شما ندانسته‌ايد كه ايشان را - و آن هفتاد و دو تن بودند از مرد و زن كه كتمان ايمان مىكردند - اگر هلاك مىكرديد شما ايشان را ، پس مىرسيد شما را از جهت هلاك ايشان مكروهى و غمى و اندوهى نقل مؤمنان باقى . و آن چون كفارت ديت دانسته ، پس منع كرديم شما را از قتل اهل مكه جهت نگاهداشت ايشان . هرآينه داخل گرداند خداى تعالى در بخشش خويش هركه را خواهد . اگر جدا شدندى آن مؤمنان از كافران و در مكه نبودندى هرآينه عذاب مىكرديم آنان را كه كافر شدند از اهل مكه عذابى مولم .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : پيغامبر . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 101 . « مؤمن همچنان‌كه گوسفند از گرگ مىگريزد ، از كينه‌توزى دشمنان مىگريزد . » ( 3 ) الفتح ( 48 ) آيهء 25 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .