قوله :
[ بر فلك پرهاست ز اشْجار وفا ] * « أصلُها ثابت وَ فَرعه فى السّما »
اشارت [ است ] به آيهء :
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ . »
« 1 »
قوله :
جمله اجزاى جهان زان حكم بيش * [ جفتجفت و عاشقانِ جفت خويش ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ . »
« 2 »
قوله :
آسمان مرد و زمين زن در خرد * [ هرچه آن انداخت ، اين مىپرورد ]
أى ، در حساب عقل كه آسمان را از جهت انفاق و اعطا مرد اعتبار مىكند و زمين را به اعتبار قبول نفقه زن مىگويد .
قوله :
برج خاكى خاك ارضى را مدد * [ برج آبى ترّيش اندر دَمَد ]
با ابيات آينده « 3 » مطابق فايدهء منجّمين است كه دوازده برج را چهار قسم كرده ، هر سه برج را از آن به طبع يكى از عناصر نسبت دادهاند .
[ سرّ آنكه بىمراد بازگشتن رسول - عليه السّلام - ] . . .
قوله :
ور نباشد آنْ تو بنگر كاين فريق * [ پرغم و رنجند و مفتون و عشيق ]
هامش
( 1 ) ابراهيم ( 14 ) آيهء 24 : « آيا نديدهاى كه خدا چگونه مثل زد ؟ سخن پاك چون درختى پاك است كه ريشهاش در زمين استوار و شاخههايش در آسمان است . »
( 2 ) الذّاريات ( 51 ) آيهء 49 : « و از هر چيزى جفتى بيافريديم ، باشد كه عبرت گيريد . »
( 3 ) مقصود شارح جمله ابياتى است كه مربوط به آباء سبعه ، امّهات اربعه ، طبايع و مواليد ثلاثه مىباشد :برج بادى ابر سوى او برد * تا بخارات وَخِم را بركشد
برج آتش گرمىِ خورشيد ازو * همچو تابهء سرخ ز آتش پشتورو
هست سرگردان فلك اندر زَمَن * همچو مردان گرد مَكْسَبْ بهرِ زن
وين زمين كدبانويها مىكند * بر ولادات و رضاعش مىتند
پس زمين و چرخ را دان هوشمند * چونكه كارِ هوشمندان مىكنند . . .