تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
نكنيد .

[ معنى حزم و مثال مرد حازم ]

قوله :
كردشان آنجا برهنه « 1 » زار و خوار * [ سالها بگريست آدم زارزار ]
كما قال اللّه - عزّ اسمه :
« فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ . »
« 2 » قوله :
[ كه ز اشك چشم او روييد نَبت ] * كه چرا اندر جريدهء لاست ثبت
يعنى ، چرا امر
« لا تَقْرَبا »
« 3 » در جريدهء طالع او ثبت يافت كه خلاف آن امر از او سر زد . به موجب اين تقرير ، لفظ جريده را به فك اضافه بايد خواند . يا آنكه چرا مرتبه [ اى ] كه داشت ، منتفى شد ؟ قوله :
كو همىبيند شما را در « 4 » كمين * كه شما او را نمىبينيد هين
كما جاء فى القرآن :
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ . »
« 5 » جزاى « انّه » در آيه ، راجع به جانب ابليس است .

[ وخامت كار آن مرغ كه ترك ] . . .

قوله :
گفت : « ان عدتم كذا عدنا كذا » * نحن زوّجنا الفعال بالجزا
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و . ( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 22 : « چون از آن درخت خوردند شرمگاه‌هايشان آشكار شد و به پوشيدن خويش از برگهاى بهشت پرداختند . » ( 3 ) اشارتى است قرآنى ؛ البقرة ( 2 ) آيهء 35 ؛ الأعراف ( 7 ) آيهء 19 : « و به اين درخت نزديك مشويد ، كه به زمرهء ستمكاران درآييد . » ( 4 ) در نسخهء ق : از . ( 5 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 27 : « او و قبيله‌اش از جايى كه آنها را نمىبينيد شما را مىبينند . »