قوله :
ور حسد گيرد ترا ره در گلو * در حسد ابليس را باشد غلو
يعنى ، اگر به خاطرت رسد كه من از كسى كم نيستم ، بدان كه اين خطرهء اول از ابليس سرزد ؛ ترك آن بگير .
قوله :
عقبهاى زين صعبتر در راه نيست * اى خنك را « 1 » كش حسد همراه نيست
اشارت [ است ] به حديث : « الحسد يأكل الحسنات ، كما تأكل النّار الحطب « 2 » . »
قوله :
« طَهِّرا بَيْتِيَ » بيان پاكيَست * گنج نورست ار طلسمش خاكيَست
چون خانهء حسد از حسد پاك شد ، بيت اللّه است . و اين آيه در شأن ابراهيم و اسماعيل ( ع ) نازل است . كما قال - عزّ اسمه :
« وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ . »
« 3 »
بيان حسد وزير
قوله :
هر كسى كو از حسد بينى كَند * خويش را بىگوش و بىبينى كُند
يعنى ، بسيار باشد كه آفت حسد ، گوش و بينى ظاهر را بر باد دهد . و اگر احيانا اين گوش و بينى مسلم ماند ، گوش و بينى معنوى كه شنوندهء اسرار است و دريابندهء بوى اوست ، البته تلف شود . چنانچه به ذكر بينى معنوى تصريح مىفرمايند .
قوله :
آن بوَد بينى « 4 » كه او بويى برد * بوى او را جانب كويى برد
يعنى ، بينى ظاهربينى نيست ؛ فى الحقيقة بينى آن است .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آن .
( 2 ) نك : كشف الأسرار و عدة الأبرار ؛ ج 1 ، ص 274 . « حسد نيكىها را مىخورد ، همچنانكه آتش هيزم را مىخورد . »
( 3 ) البقرة ( 2 ) آيهء 125 : « ما ابراهيم و اسماعيل را فرمان داديم : خانهء مرا براى طوافكنندگان و مقيمان و راكعان و ساجدان پاكيزه داريد . »
( 4 ) در نسخهء ق : بينى آن باشد .