تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
باشد كه بدون اتمام مدت ارواح ، از قيد اجسام آزاد نگردد . پس اين مدت حكم بند دراز داشته باشد . قوله :
كاش چون اصحاب كهف اين روح را * حفظ كردى يا چو كشتى نوح را
يعنى ، موج تلاطم فتن و تراكم بحار محن ، اختلاط روح با تن و هر روزه بازگشت او سوى بدن است . كاش چنانچه ارواح اصحاب كهف تا سيصد و نه سال حفظ كرد و به قيد بدن نفرستاد ، ديگر ارواح را نيز همين قسم ضبط مىكرد و حفظ مىنمود و به زندان تن نمىداد ؛ تا مرغزار و صحراى بىچون ، خليع العذار مىچريدند . يا چنانچه كشتى نوح ( ع ) را حفظ كرد به امر حق تعالى ، كشتى تن ما حفظ روح ما مىكرد و رجعت روح و اشتغال به تدبيرات اين عالم ، موجب هلاك ما نمىشد . قوله :
يار با او غار با او در سرود * مُهر بر چشمست و بر گوشت چه سود !
يعنى ، اين طايفه‌اند كه به سرّ
« هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
« 1 » ،
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
« 2 » پى برده‌اند و پيوسته‌اند به حق تعالى در حال . پس سرود در اين مقام عبارت باشد از خطاب و الهام . قوله :
بازگو كه چيست اين روپوشها * ختم حق بر چشمها و گوشها « 3 »
از قصهء ليلى و مجنون واضح شود كه بيدارى و هوشيارى ما آفت راه ماست . اگر اين نبودى ، روپوش نبودى .

قصهء ديدن خليفه ليلى را

قوله :
[ از دگر خوبان تو افزون نيستى ] * گفت : خامش چون تو مجنون نيستى
يعنى ، همان [ طور كه ] جمال ليلى [ را ] مجنون تواند ديد ، كمال اوليا را صاحب ديد تواند دريافت .
هامش
( 1 ) الحديد ( 57 ) آيهء 4 : « و هرجا كه باشيد همراه شماست . » ( 2 ) ق ( 50 ) آيهء 16 : « . . . زيرا از رگ گردنش به او نزديكتريم . » ( 3 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل بازدان .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 30 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى