يعنى ، لفظ ربّانى خواست كه از دوام استغراق عارف عوام را آگاه كند ، خواب حسى فرستاد تا جسم را حاضر يابند و چشم فراز كرده ، غرائب ملكوت مشاهده كنند و معراج جانهاى واصلان حق را منكر نباشند .
و مىتواند بود كه فاعل وانمود خواب حسى باشد . در اين صورت لفظ ربود مصدر باشد ؛ يعنى ربودگى .
قوله :
فارغان از حرص و اكباب و حصص * مرغ وز دام جسته وز قفس « 1 »
اكباب بر او افتادن . حصص به شتاب راه رفتن . و اين هر دو از لوازم حرص است .
قوله :
روحهاى منبسط را تن كند * هر تنى را باز آبستن كند
كنايت از آن است كه ارواح چون از ابدان رها شوند ، بسيط گردند و باز متوجه بدن شوند . آنقدر به تدبير آن پردازند كه گويى عين تن شدند . و آبستن كردن اشعار است به آنكه به سبب بازگشت روح ، خيالات و تصورات و خواطر كه منشأ ظواهر افعال است ، در بطن جمع شود .
قوله :
اسب جانها را كند عارى ز زين * [ . . . ]
تن را كه مركب جانهاست ، عارى كردن از زين كنايت از تعطيل حواس ظاهر است در خواب .
قوله :
[ . . . ] * سرّ النوم أخ الموت است اين
عن جابر قال : « سأل عن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - عن نوم اهل الجنة .
قال : النوم أخ الموت و لا يموت اهل الجنة « 2 » . »
قوله :
[ ليك بهر آنكه روز آيند باز ] * بر نهد بر پايشان بند دراز
بند دراز ، علاقهء روح است با بدن به سبب باقى ماندن انفاس . يا كنايت از مدت العمر
هامش
( 1 ) اين بيت ، در نسخهء ق و از دريا به دريا يافته نشد .
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 5 . « جابر از رسول خدا - ص - از خواب بهشتيان پرسيد . [ حضرت ] فرمودند : خواب برادر مرگ است و بهشتيان نمىميرند . »