قوله :
آن يكى را روى باشد سوى دوست « 1 » * آن يكى را روى او خود روى اوست
اشارت [ است ] به حديث : « أنا احمد بلا ميم « 2 » . » و « من رآنى ، فقد راى الحق « 3 » . »
قوله :
روى يك را « 4 » مىنگر مىدار پاس * [ بوك گردى تو ز خدمت روشناس ]
تنبيه [ است ] بر آنكه ، دست از طلب باز نبايد داشت و ناظر روى هر دو شخص كه روى يكى به سوى اوست و روى ديگرى روى اوست ، بايد بود .
قوله :
حرف درويشان بدزدد مرد دون * تا بخواند بر سليمى زان فسون
اشارت است به آيهء :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا . »
« 5 »
قوله :
آن شراب حق ختامش مشك ناب * باده را ختمش بود گند و عذاب
اشارت است به آيهء :
« [ تَعْرِفُ ] فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ . يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ . خِتامُهُ مِسْكٌ . »
« 6 »
داستان پادشاه جهود
قوله :
شاهِ احول كرد در راه خدا * آن دو دمساز خدايى را جدا
يعنى موسى و عيسى ( ع ) را يكى به دو ، حال آنكه انبيا از نور واحدند ؛ لهذا انكار يك نبى ، انكار جميع انبياست . چنانچه حق تعالى از اتحاد جان رسل خبر مىدهد و مىفرمايد :
« لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ . »
« 7 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آن يكى را روى او شد سوى دوست .
( 2 ) « من [ - خداى تعالى ] احمد بدون [ حرف ] ميم هستم . »
( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 63 . « هركس مرا ديد ، به راستى حق [ تعالى ] را ديد . »
( 4 ) در نسخهء ق : هريك .
( 5 ) النّساء ( 4 ) آيهء 46 : « [ بعضى از جهودان ] كلمات خدا را به معنى دگرگون مىكنند و مىگويند : شنيديم . . . »
( 6 ) المطفّفين ( 83 ) آيات 24 - 26 : « بر چهرههاشان طراوت نعمت را بشناسى . از شرابى خالص كه بر سر آن مهر نهادهاند سيراب مىشوند . مهر آن از مشك است . . . »
( 7 ) البقرة ( 2 ) آيهء 285 : « ميان هيچيك از پيامبرانش فرقى نمىنهيم . »