گوش .
قوله :
شاهراه باغ جانها شرع اوست * [ . . . ]
شرع ، به معنى راه است و ضمير او ، راجع به جانب گوش .
قوله :
[ . . . ] * باغ و بستانهاى عالم فرع اوست
اينجا ضمير او ، راجع به جانب باغ جانهاست كه در مصرع اوّل واقع است .
قوله :
اصل [ و ] سرچشمهء خوشى آنست آن * [ . . . ]
أى ، باغ جانها .
قوله :
[ . . . ] * زود « تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ » خوان
يعنى ، در صفت باغ جانها اين آيه را كه در وصف جنّت نازل است ، بلا توقّف برخوان كه جنّت همين است .
[ تتمّهء نصيحت حضرت رسول - عليه السّلام - بيمار را ]
قوله :
[ كه مگر نوعى دعايى كردهاى ] * از جهالت زهربايى خوردهاى
زهرباى ، زهرآلوده .
قوله :
همّت پيغمبر روشن كده * [ . . . ]
أى ، روشن خانه .
قوله :
[ . . . ] * پيش خاطر آمدش آن گمشده « 1 »
أى ، دعا [ ى ] از ياد رفته نيك كردند [ ؟ ] به جاى خويش بود .
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد .