تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
كيف اسقيك و أنت ربّ العالمين ؟ قال : استسقاك عبدى فلان فلم تسقه : امّا علمت انّك لو سقيته لوجدت ذلك عندى « 1 » » . رواه مسلم . قوله :
زانكه از كوْن و فسادست و مهين * [ حادثست و مُحدثى خواهد يقين ]
مهين ( به فتح ميم ) خوار و ضعيف و ( به ضمّ ) خواركننده ( و بكسرتين ) ضدّ كمين .

عتاب كردن خداى تعالى با موسى - عليه السّلام - از بهر شبان

قوله :
[ تا توانى پا منهْ اندر فراق ] * أبغض الأشياء عندى الطّلاق .
عن معاذ بن حيل - رضى اللّه عنه - قال : قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « يا معاذ ، ما خلق اللّه شيئا على الأرض ، أحبّ اليه من العتاق ( أى بنده آزاد كردن ) و لا خلق اللّه شيئا على وجه الأرض ، أبغض اليه من الطّلاق . » « 2 » از جهت آنكه طلاق آواره ساختن عورت را [ ست ] كه اضعف مخلوقات است . قوله :
ما برون « 3 » را ننگريم و قال را * [ ما روان را بنگريم و حال را ]
اشارت [ است ] به حديث : « إنّ اللّه تعالى لا ينظر الى صوركم و أعمالكم و لكن ينظر الى قلوبكم و نيّاتكم . » « 4 »
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 57 . « روز قيامت خداى تعالى مىفرمايد : اى پسر آدم ! بيمار شدم ، چرا از من عيادت نكردى ؟ بنده مىگويد : پروردگارا چگونه عيادتت مىكردم كه تو پروردگار جهانيانى ؟ خداوند مىگويد : مگر نمىدانستى كه فلان بندهء من بيمار است ، چرا عيادتش نكردى ؟ نمىدانستى كه اگر عيادتش مىكردى ، مرا نزد او مىيافتى ؟ اى پسر آدم ! از تو طعام خواستم ، چرا مرا سير نكردى . بنده مىگويد : خدايا چگونه تو را سير مىكردم كه تو پروردگار جهانيانى ؟ مىگويد : مگر نمىدانى فلان بنده‌ام از تو طعام خواست و تو سيرش نكردى ؟ نمىدانستى كه اگر به او طعام مىدادى ، اجر آن را نزد من مىيافتى ؟ اى پسر آدم ! از تو آب خواستم ، چرا سيرابم نكردى ؟ بنده مىگويد : پروردگارا چگونه سيرابت مىكردم كه تو خداى جهانيانى ؟ مىگويد : فلان بنده‌ام از تو آب خواست و تو آبش ندادى . اگر آبش مىدادى ، اجر آن را پيش من مىيافتى . » [ ترجمهء عبارت ، از نثر و شرح مثنوى گولپينارلى ، دفتر دوم ، صص 229 - 230 برگرفته شد ] . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 58 . « اى معاذ ، خداوند نزد خويش چيزى را دوست‌داشتنىتر از بنده آزاد كردن بر زمين نيافريد . [ همچنين ] ، خداوند نزد خويش چيزى را دشمن‌تر از طلاق روى زمين نيافريد . » ( 3 ) در نسخهء ق : زبان . ( 4 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 59 . « هرآينه خداى تعالى به ظواهر و اعمالتان نمىنگرد ، بلكه به دلها و نيّاتتان مىنگرد . »