تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
تُرْحَمُونَ . »
« 1 » چون خوانده شود قرآن ( در نماز ) پس بشنويد مر آن را و با امام تلاوت نكنيد و خاموش باشيد شايد كه رحمت كرده شويد . ظاهر لفظ ، مقتضى وجوب استماع قرائت قرآن است هرجا كه خوانند . امّا عامهء علما برآنند كه در خارج صلاة مستحبّ است . قوله :
كودك اوّل چون بزايد شيرنوش * مدّتى خاموش باشد « 2 » جمله گوش
مع ابيات ما بعد اشارت است به آنكه ، اگر ناقص رعايت ادب با كامل به‌جا آورد ، كامل شود . قوله :
أدخلوا الأبيات من أبوابها * أطلبوا الأغراض فى أسبابها
يعنى ، در خانهء نطق اگر خواهيد درآييد ، راه درآمدن سمع است و راه تحصيل غرض به سبب . قوله :
زين سخن گر نيستى بيگانه‌اى * دلق و اشكى گير و جو « 3 » ويرانه‌اى
يعنى ، از اين سخن اگر بيگانهء مطلق نيستى و آشنايى - فىالجمله - دارى ، طريقهء زارى پيش گير و از خلق كناره كن ؛ كه زارى يارى دهد . و لقمه و نكته را چنان [ كه ] بر كامل حلال كرد ، بر تو هم حلال كند . قوله :
[ گر ز پشت آدمى وز صلب او ] * در طلب مىباش و هم در طلب او
[ طلب ] ( به ضمّ طاء و سكون لام ) به معنى قوم و جماعت [ بود ] . قوله :
[ ز آتش دل و آب ديده نقل ساز ] * بوستان از ابر و خورشيدست باز
يعنى ، گشاده و منبسط . و بعضى تاز ( به تاء منقوطه ) خوانند و گويند تاز ، مخفّف لفظ تازه باشد . قوله :
گر تو اين انبان زنان خالى كنى * [ پر ز گوهرهاى اجلالى كنى ]
هامش
( 1 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 204 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 2 ) در نسخهء ق : خامش بود او . ( 3 ) همان : در .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 121 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى