تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
205 / 22 يحبّهم / ت : « يحبّوهم » . در بيت اشارتى است به آيهء 54 سورهء مائده ، و ضبط اصل ادقّ و انسب و سازگار با نصّ شريف وحيانى است . 206 / 21 گوشت / ت : « لحم » . ضبط اصل گونهء قرائتى ويژه‌اى را بر مىتابد كه در متون قديم سابقه دارد . 207 / 3 جد / اصل : « خد » . گفتنى است كه اين بيت در اصل در هامش افزوده شده ؛ با رمز « ص » ، و خطّى شبيه به خطّ اصلى . 207 / 8 دريافتند / اصل : « دريافتن » . 207 / 9 نير نجات / ت : « نارنجات » . 207 / 22 سپوس / «
SopuS
» يا «
Sapus
» ، گونهء آوائى ديگرى است از « سبوس » ( نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ص 1826 ) . 208 / 19 دوستى وهم / ت : « دوستى و وهم » . 210 / 7 اثقلت / در اصل همزه و لام مفتوح است . ت : « اثقلت » . مىتوان چيزى نظير « علينا » يا . . . ( با توجّه به موارد استعمال اثقل ) ، محذوف گرفت ، و ضبط اصل را موجّه دانست . 210 / 10 كالرّحا / اصل : « كالرّحا » . 210 / 11 يختفى الرّيح . . . / ضبط و حركت‌گذارى از اصل است ؛ جز اين كه در اصل ، غين مضموم است . ت : « تختفى الرّيح و غبراها جهار » ؛ كه از جهت دستور زبان تازى اصحّ و انسب است . نسخه بدلهاى ن هم ديده شود . 212 / 20 پاچيله / در حاشيهء اصل نوشته شده است : « پاچيله ، با جيم عجمى مكسور و لام مفتوح ، چيزى باشد مثل غربال كوچك كه به جهت كوفتن برف پياده‌ها [ به پا ] ى بربسته ، برف را بكوبند تا لشكر و قافله بر زبر آن به آسانى بگذرند و نيز به معنى پاتاوه آمده يعنى پارچه جامه كه به آن موزه پوشند و آلتى كه كفش تنگ را به آن گشاد كنند و آن را پاشنه‌كش نيز خوانند » . دانستنى است كه واژه‌نامه‌هائى قديم چون لطائف و رشيدى تقريبا به عين همين لفظ و عبارت « پاچيله » را شناسانده‌اند ( نگر : لغات ، 2 / 235 ) . زين‌رو محتمل است ، مأخذ حواشى