تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
148 / 6 رادمردى / ت : « زادمردى » . 148 / 20 برتابيم / ت : « برباييم » . 149 / 8 قايل امر ويى ، قابل شوى / ت : « قابل امر ويى ، قايل شوى » . 150 / 2 زفت / اصل : « رفت » . براى « زفت » ، نگر : لغات ، 5 / 171 و 172 ؛ از جمله با همين شاهد ؛ هرچند ضبط تلفّظ آن جاى درنگ مىتواند بود . 50 / 15 سپاه / اصل : « سياه » . 151 / 3 حقّ ايزد / ت : « خلق ايزد » ؛ و اين بهتر و مناسب‌تر است . 152 / 13 سخت‌تر / اصل : « سختر » . 152 / 16 فائيدها / ت : « فايده‌ها » . چنان كه پيداست در قرائت ضبط ت ، بايد قدرى كشش به كار برد ، تا بيت ، موزون افتد ؛ و مانند اين استعمال‌ها در سخن قدما هست . گويا « فائيد » در ضبط سراج جانشين « فايده » شده تا خواننده را از آن كشش برهاند . گفتنى است به قياس آنچه در دو بيت پس از اين آمده ، « فائيده‌ها » نيز مىتوان خواند و گويا اين اصح باشد - و اللّه أعلم بالصّواب . 153 / 20 نسفش / ت : « نشفش » . « نسف » ، يعنى « بركندن بنا » و « به باد بردادن » ( نگر : دستور الإخوان ، ج 1 ، ص 634 ) . 154 / 3 افول / ت : « نغول » . « نغول » در اينجا يعنى ژرف ، عميق ، دور و دراز و پرمسافت ( سنج : لغات ، 9 / 112 و 113 ) . 154 / 21 خون / ت : « چون » . 155 / 2 چوگانهاى / اصل : « چونكانهاى » . 156 / 1 منقلب او / ت : « منقلب رو » . دربارهء « منقلب رو » ، نگر : فر ، 1 / 304 . 156 / 4 او يافته / ت : « وايافته » ؛ و همين انسب است . ضبط فر ( 1 / 306 ) هم مانند متن ماست . 158 / 12 فالق الأصباح / چنين است در اصل . در قرآن كريم ، در قرائت حفص از عاصم و ثبت رسمى جهان اسلام ، « فالق الإصباح » مىبينيم ( سورهء انعام ، آيهء 96 ) كه لختى دور از انتظارست ، ولى دلايل پيچيدهء زبانى - بلاغى دارد . امّا