فعل ما آثار حق ايزد است
كرد حق و كرد ما هر دو ببين * كرد ما را هست دان پيداست اين
گر نباشد فعل خلق اندر ميان * پس مگو كس را ، چرا كردى چنان ؟
خلق حق افعال ما را موجد است * فعل ما آثار حق ايزد است
حق محيط جمله آمد اى پسر * واندارد كارش از كارى دگر
گفت شيطان كه بما اغويتنى « 1 » * كرد فعل خود نهان ديو دنى
گفت آدم كه ظلمنا نفسنا « 2 » * او ز فعل حق نبد غافل چو ما
در گنه او از ادب پنهانش كرد * زان گنه بر خود زدن او بربخورد
بعد توبه گفتش اى آدم نه من * آفريدم در تو آن جرم و محن ؟
نه كه تقدير و قضاى من بد آن * چون به وقت عذر آن كردى نهان ؟
هركه آرد حرمت او حرمت برد * هركه آرد قند لوزينه « 3 » خورد
طيّبات « 4 » از بهر كه ، للطيبين « 5 » * يار را خوش كن برنجان و ببين
يك مثال اى دل پى فرقى بيار * تا بدانى جبر را از اختيار
دست كان لرزان بود از ارتعاش * وانكه دستى را تو لرزانى ز جاش
هر دو جنبش آفريده حقشناس * ليك نتوان كرد اين با آن قياس
زين پشيمانى كه لرزانيديش * مرتعش را كى پشيمان ديديش ؟
بحث عقل است اين چه عقل ، آن حيلهگر * تا ضعيفى ره برد آنجا مگر
بحث جان اندر مقامى ديگر است * بادهء جان را قوامى ديگر است
آن زمان كه بحث عقلى ساز بود * اين عمر با بو الحكم همراز بود
چون عمر از عقل آمد سوى جان * بو الحكم بو جهل شد در بحث آن
سوى حس و سوى عقل او كامل است * گرچه خود نسبت به جان او جاهل است
بحث عقل و حس اثر دان يا سبب * بحث جانى يا عجب يا بوالعجب
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء 16 سورهء الأعراف .
( 2 ) - اشاره به آيه 23 سوره اعراف .
( 3 ) - لوزينه : حلوايى از شكر و مغز بادام و مخلوط به گلاب مىسازند .
( 4 ) - طيّبات : خوبيها نيكيها .
( 5 ) - اشاره به آيه« الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ »سوره نور آيه 26 .