نيست كسبى از توكل خوبتر
نيست كسبى از توكّل خوبتر * چيست از تسليم خود محبوبتر ؟
بس گريزند از بلا سوى بلا * بس جهند از مار سوى اژدها
حيله كرد انسان و حيلش دام بود * آنكه جان پنداشت خونآشام بود
در ببست و دشمن اندر خانه بود * حيلهء فرعون زين افسانه بود
صد هزاران طفل كشت آن كينهكش * وانكه او مىجست اندر خانهاش
ديدهء ما چون بسى علت در اوست * رو فدا كن ديد خود در ديد دوست
ديد ما را ديده نعم العوض * يا بى اندر ديد او كل غرض
جانهاى خلق پيش از دست و پا * مىپريدند از وفا اندر صفا
چون به امر اهبطوا بندى شدند * حبس خشم و حرص و خورسندى شدند
ما عيال حضرتيم و شيرخواه * گفت الخلق عيال للإله « 1 »
آنكه او از آسمان باران دهد * هم تواند كو ز رحمت نان دهد
تدبير را با تقدير كارى نباشد
رادمردى چاشتگاهى دررسيد * در سرا عدل سليمان دردويد
رويش از غم زرد و هر دو لب كبود * پس سليمان گفت اى خواجه چه بود
گفت : عزرائيل در من اينچنين * يك نظر انداخت پر از خشم و كين
گفت هين اكنون چه مىخواهى بخواه * گفت : فرما باد را اى جانپناه
تا مرا از اينجا به هندستان برد * بو كه بنده كان طرف شد جان برد
نك ز درويشى گريزانند خلق * لقمهء حرص و امل زانند خلق
ترس درويشى مثال آن هراس * حرص و كوشش را تو هندستان شمار
هامش
( 1 ) - اشاره به حديث رسول ( ص ) : « خلايق عيال خدايند » . جامع صغير 2 : 11 ، كنوز الحقائق 62 .